خرید بک لینک

چگونه میسپری تن به بوسههای رقیبم...! نشان بوسه من در کدام سوی تنت نیست..؟!

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: جمعه 16 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:18

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی ماند چه باید گفت با آن کس که می دانی نمی ماند؟! بمان و فرصت قدری تماشا را مگیر از ما تو تا آبی بنوشانی به من، جانی نمی ماند برایم قابل درک است اگر چشمت به راهم نیست برای اهل دریا شوق بارانی نمی ماند همین امروز داغی بر دلم بنشان که در پیری برای غصه خوردن نیز دندانی نمی ماند اگر دستم به ناحق رفته در زلف تو معذورم! برای دستهای تنگ، ایمانی نمی ماند… اگر اینگونه خلقی چنگ خواهد زد به دامانت به ما وقتی بیفتد دور، دامانی نمی ماند

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: جمعه 16 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:18

به خودم آمدم انگار تویی در من بوداین کمی بیشتر از دل به کسی بستن بودآن به هر لحظهی تبدار تو پیوند منمآنقدر داغ به جانم که دماوند منمو زمینی که قسم خورد شکستم بدهدو زمان چنبره زد کار به دستم بدهدمن تورا دیدم و آرام به خاک افتادمو از آن روز که در بند توام آزادمبی تو بی کار و کسم وسعت پشتم خالیستگل تو باشی من مفلوک،دو مشتم خالیستتو نباشی من از اعماق غرورم دورمزیر بیرحم ترین زاویهی ساطورم******با توام ای شعر ، به من گوش کننقشه نکش حرف نزن گوش کنریشه به خونابه و خون میرسدمیوه که شد بمبِ جنون میرسدمحضِ خودت بمب منم،دورترمیترکم چند قدم دورترحضرتِ تنهای به هم ریختهخون و عطش را به هم آمیختهدست خراب است،چرا سَر کنمآس نشانم بده باور کنمدست کسی نیست زمین گیریامعاشقِ این آدمِ زنجیریامشعله بکِش بر شبِ تکراریاممُردهی این گونه خود آزاریامخانه خرابیِ من از دست توستآخرِ هر راه به بن بستِ توستاز همهی کودکیَم درد ماندنیم وجب بچهی ولگرد ماندمن که منم جای کسی نیستممیوهی طوبای کسی نیستمگیجِ تماشای کسی نیستممزهی لبهای کسی نیستممثل خودت دردِ خیابانیاممثل خودت دردِ خیابانیام

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: جمعه 16 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:18

صفحه بندی